برای مریم، نوآوری در فرم و محتوای رمان آنلاین

در فضای آنلایننویسی که با n تعداد داستان مواجه هستیم و ازقضا نود درصد به سوژههای تکراری و حتی نخنماشده میپردازند، وقتی با انگشتشمار آثاری مواجه میشویم که چندین و چند گام از مرز کلیشهها فاصله گرفتند و چه در ساختار و چه در محتوا دست به نوآوری زدند جرقههای امید در تو روشن میشود و بر خود ضروری میبینی که به این تمایز و تفوق اقرار کنی و مورد توجهش قرار بدهی.
شکی نیست که برای خوانندهی عام و عموما جوانِ رمانهای عامهپسند “عشق” پرطرفدارترین سوژه است. این سوژه که در بیشتر موارد طبق موازین و فرم مشخص و از پیش تعیین شده در قالب داستان به رشتهی تحریر درمیآید با هدف گرفتن احساسات مخاطب و فضایی سرشار از تخیلهای سطحی و دمدستی موفق به جذب مخاطبهای انبوه میشود و چون فرمِ موردپسند ذائقهی خوگرفتهی این خوانندگان کاملا مشخص است اغلب میبینیم که حتی نویسنده بهراحتی میتواند از پسِ نوشتنِ همزمانِ دو یا سه داستان برآید. چون کار دشواری پیش رو ندارد فقط کافی است که کاراکترهای کلیشهایِ امتحانپسداده را از این قصه بردارد و بنشاند در قصهی مشابه بعدی که صرفا سوژهی پدر و پدربزرگ مستبدِ متحجر جایش را داده به صیغهی اجباری با حاجی های بازاری و تبدیلش به عشق و یا کینه و انتقامجویی بین دو خانواده یا خونبس یا عشقی که از این برادر به برادر دیگر پاس داده میشود یا دشمنی و خشونتی که طی یک همخانگی مبدل به دلدادگی میشود و الخ.
هرچند که این موضوعات هم طرفدارهای خودش را دارد و قرار است مثلا ذهن خواننده را به مطالعه عادت بدهد اما این “تکرار”ها و در جا زدن نهایتا تبدیل به دلزدگی مخاطب خواهد شد.
تمام اینها را گفتم تا برسم به این که اولین امتیازِ “برای مریم” به تن کردن لباس نویی بر کالبد رمان عامهپسند است؛ لباسی که موفق شده “اندیشه” و “جذابیت دراماتیک” را به موازات هم به حرکت دربیاورد و اثری شایسته و خواندنی متولد کند. اثری که از سادگی مفرط در نوشتار و سادهلوحی غالب بر محتوا به دور است و موفق شده علاوه بر سرگرمکننده بودن از هدفمندی هم برخوردار باشد.
“برای مریم” رمان زنانهای است که اسیر خواست ها و آرزوهای خام دخترانه نشده و به جای غرق کردن مخاطب جوان در رویاهای واهی، موضوع دلنشینِ عشق را با مسائل مهمی از جامعه پیوند داده تا ضمن تصاویرِ موجه و باوقارِ سه عاشقانه، نگاه او را معطوف به واقعیاتی از جامعه و مسائل مهم هر دوره کند؛ واقعیاتی که زندگی شخصی آدمها را تحتالشعاع قرار میدهد.
“برای مریم” کتاب تاریخی نیست که قرار باشد وقایع تاریخ را ضبط کند بلکه اثری است که با محوریت داستان عاشقانه، قصهای را در برهههای خاصی از گذشتهی این سرزمین روایت میکند و لابهلای قصهها، جستهگریخته به مطالبی تاریخی هم بهخصوص در فضاسازیها اشاره شده است.
داستان “مریم، ماری و مرمر” که به ترتیب حدودا در صدسال، چهل سال و بیستواندی سالِ گذشته روایت شدند، حکایت عاشقانههایی است که متاثر از اوضاع سیاسی-اجتماعیِ روزگار خود فراز و نشیبی رو طی میکنند و درواقع پیوند عشق و سیاست را به نمایش میگذارند.
در فضای این رمان، از حال و هوای کلی هر دوره از تاریخ برای روایت هر قصه وام می گیرد.
قصهی مریم در ایام قیام میرزا کوچک خان جنگلی جریان دارد. ما روستایی را میبینیم که تعدادی از مردانش به حمایت از میرزا به کسما رفتند و او را یاری میدهند. (اتفاقی که مشابهش در واقعیت رخ داده است.) با این پسزمینه، زندگی خانوادهی کریم و رحمان در غیاب آنها به تصویر درآمده و رنج و تلاشی که بر دوش زنها و دخترهای خانواده هست، روایت شده. در کنارش از فقر مردم روستا در دورهی ارباب-رعیتی و ظلمی که متحمل شدند صحبت به میان می آید و قصهی لطیف عشق مریم و سلمان _متعلق به دو طبقه و تفکرِ دور از هم_ با فضاسازیهای چشمگیر و دیالوگهای پراحساس، قالب دلانگیزی به آن داده است.
در این بخش با بهرهگیری مناسب از زبان و فرهنگ شمالی، بستر مناسبی برای مطرح شدن رنجها، باورها و سبک زندگی مردم این خطه مهیا گردیده.
روایت داستان ماری در جامعهای که آبستن انقلاب است، به دلیل نزدیکتر بودن به زمان حال و آشنایی بیشتر خواننده با آن دوران، ملموستر است.
روزنامهنگار بودنِ کاراکتر ماری، استفادههایی که از نام بعضی افراد یا مکانهای حقیقی شده و یا مثلا اشاره به اعلامیهای با متنی از امام خمینی، به بازسازی فضای آن برههی تاریخی کمک زیادی کرده است تا قصهی مبارزات و فعالیتهای سیاسی امید و ماری باورپذیرتر دربیاید و مُشتی شود از قصهی خروارها زندگی آدمهایی از هر طبقهی جامعه که در جریان انقلاب حضور داشتند.
در این بخش هم بنا نیست ثبتِ تاریخ صورت بگیرد و رمان تبدیل به کتاب مرجع تاریخی شود بلکه قصهی آدمهایی خیالی در ماکتی الهام گرفته از واقعیت، ساخته و پرداخته شده تا نشان دهد که عنصر عشق در برابر سیاست چه واکنشی ایجاد میکند!
و عاقبت در دلِ داستان عشق مرمر، در خلال روابط دو خانواده و فراز و نشیبها و پیچیدگیهای رفتاری آدمهایی با عقاید و تفکرات متفاوت و باز با تهمایهی سیاست و توابعش، گریزی می زند به معضلات اجتماعی دههی هفتاد. در این قسمت از رمان معلم بودنِ کاراکتر مرمر نقش زیادی در نمایاندن کاستیهای فرهنگی ایفا کرده است .
در مجموع باید گفت که “برای مریم” تا به اینجا اثر ارزشمندی بوده که میتواند برای ادبیات عامهپسند و بهویژه آنلایننویسی کسب اعتبار کند و بگوید که میشود با زبان ساده و همهفهم در عینِ محظوظ کردن ذوق خوانندهی عاشقانهپسندِ آنلاینخوان، با نثری به دور از کلمات و جملات تکراری، مطالب جدی و مهمی نوشت و سلیقهی رو به قهقرا رفتهی مخاطب آنلاین را از خطر سقوط نجات داد.
دست مریزاد
سیمین قدرتی



