مصاحبه با نویسنده رمان بی مرزی
مصاحبه با خانم مهسا زهیری نویسنده رمان های عاشقانه، اجتماعی ، معمایی

۱. چه چیزی الهامبخش شما برای نوشتن اولین رمانتان بود؟
از یک طرف نوشتن شعر و دلنوشته از دوران کودکی و از طرف دیگه خوندن داستانها و رمانهای زیاد، خودبهخود این نیاز رو در من ایجاد کرد که خودم شروع به نوشتن رمان کنم. خیلی وقتها از نحوهی پرداخت و سرانجام خطوط داستانی و شخصیتهای رمانهای دیگه راضی نبودم و تصمیم به نوشتن، یک حرکت اعتراضی به جریان موجود بود.
۲. وقتی ایدهای برای یک رمان به ذهنتان میرسد، چگونه آن را به یک داستان کامل تبدیل میکنید؟
ایدهها تا مدتها توی ذهن نویسنده جا خوش میکنند. با فکر کردن به یک موضوع، کمکم جزئیات و پتانسیلهای موجود در اون نمایان میشه. یک ایدهی کوچیک به پیرنگ داستان گسترش پیدا میکنه. ما توی این پروسه سعی میکنیم ارزشهایی رو که قراره بهش بپردازیم به ایده ربط بدیم و توی شخصیتها بگنجونیم.
۳. شخصیتپردازی در رمان شما چه جایگاهی دارد؟ آیا شخصیتها بر اساس افراد واقعی هستند؟
شخصیت یکی از مهمترین عناصر داستان به حساب میآد. با ساختن شخصیتهای جذاب و اصیل، درصد بالایی از گیرایی داستان تضمین میشه. پس پرداختن به این بخش، برای من اهمیت زیادی داره.
رمانهای من براساس واقعیت نیستند و بهطبع شخصیتهاش هم واقعی نیست؛ اما همواره رگههایی از ظاهر و اخلاق و رفتار انسانهایی که با اونها روبهرو شدم یا در دنیای مجازی بهشون بر خوردم، توی شخصیتهام وجود دارند
۴. کدام بخش از فرآیند نوشتن رمان برای شما دشوارتراست: شروع، ادامه دادن یا پایان دادن؟
وقتی تعداد رمانها بالا میره، دیگه عملاً چیزی برای نویسنده سخت نیست؛ فقط ممکنه زمان ببره و انرژی بیشتری بگیره. با این مقدمه، پاسخ سؤال رو اینطور میدم که همیشه فصلهای میانی یک رمان طولانی، سختتر روی کاغذ میآن و وقت و انرژی بیشتری میگیرند.
۵. آیا به هنگام نوشتن، طرح داستان را از پیش مشخص میکنید یا روندی خلاقانه و آزاد را دنبال میکنید؟
البته که قبل از شروع هر رمانی، طرح داستان باید از ابتدا تا نقطهی پایان مشخص و آماده باشه. همچنین شخصیتها و جزئیات حوادث مشخص و تنظیم بشند. بااینحال، به طرح اولیه پابندی صددرصدی ندارم و اگر در حین نوشتن نیازی به تغییر ببینم و ورود و خروج شخصیتهایی رو ضروری بدونم، آزادانه عمل میکنم و طرح رو تغییر میدم.
۶. چقدر به پژوهش در مورد زمینه تاریخی، اجتماعی یا فرهنگی رمانتان اهمیت میدهید؟
تا جایی که نیاز باشه و من امکاناتش رو داشته باشم، در مورد اماکن، رشتههای تخصصی و هنری و پایههای فرهنگی رویدادهای یاد شده در متن تحقیق میکنم. این تحقیق میتونه از طریق مطالعه باشه یا گفتوگو با متخصصها یا بازدید و…
۷. کدام نویسنده یا رمان بیشترین تأثیر را بر سبک و نگاه شما به نویسندگی داشته است؟
همونطور که توی سؤال اول اشاره کردم، شروع نوشتن من، یه حرکت اعتراضی بود. من از همون ابتدا تمام تلاشم رو کردم که هیچ نویسنده و مرجعی روی قلمم تأثیر نذاره. این رو که تا چه حد موفق بودم، بقیه باید قضاوت کنند.
۸. چگونه با نقدهای مثبت یا منفی به آثارتان برخورد میکنید؟ آیا نقدها در کارهای آینده شما تأثیر دارند؟
برخوردم در مقابل نقدها معمولاً صبورانه است؛ مگر اینکه نیت بدی پشتشون ببینم. به نقدهایی که از طرف منتقدهای ادبی حرفهای مطرح بشند، فکر میکنم و در صورتیکه من رو متوجه نکتهای کنند که از چشمم دور مونده بود، در آثار بعدیم اون نکته رو در نظر میگیرم.
۹. اگر بخواهید یکی از شخصیتهای رمان خود را در زندگی واقعی ملاقات کنید، چه کسی را انتخاب میکنید و چرا؟
با چکاوک از رمان همقفس عقاب ملاقات میکنم. چون همهی ما توی زندگیمون به خواهری مثل اون نیاز داریم که بهخاطرمون دست به هر کاری بزنه و از عواقبش نترسه.
۱۰. برای کسانی که علاقه دارند نویسندگی را شروع کنند، چه توصیهای دارید؟
اگر صرفاً دنبال پول و شهرت و محبوبیت هستید، سراغ این کار نیاید. چون به هیچکدوم از اینها نمیرسید. اگر نوشتن رو برای خود نوشتن دوست دارید، شروع کنید. از الگو گرفتن بپرهیزید، با رمانهای کوتاه شروع کنید و نگاه خلاقانه داشته باشید.
به این سه سوال در صورت تمایل پاسخ بدهید.
آیا شما بهعنوان یک نویسنده احساس مسئولیت اجتماعی در قبال آثار خود دارید؟ تا چه اندازه فکر میکنید که رمانها میتوانند تأثیرات منفی یا مثبت بر جامعه داشته باشند؟
حقیقت تلخ اینه که وقتی کتابها به تیراژ ۲۵۰ رسیدند، روی جامعهی نود میلیونی تأثیر خاصی ندارند؛ درواقع اگر داشتند، تیراژ به ۲۵۰ نمیرسید. هرچند روی جامعهی کتابخوان قطعاً تأثیراتی دارند که ما نمونههاش رو توی بازخوردهامون از هر کتاب میبینیم.
بعضی از نویسندگان معتقدند که نویسنده باید آزادی کامل برای خلق شخصیتها و داستانهای خود داشته باشد، حتی اگر این داستانها ممکن است اخلاقیات یا قوانین اجتماعی را به چالش بکشند. نظر شما چیست؟ آیا حد و مرزهایی برای نویسندگی وجود دارد؟
بله، مطرح کردن مشکلات و دغدغههای نسلهای مختلف اجتماع در خلال داستان، یکی از مسئولیتهای مهم نویسنده است.
من نه میتونم و نه میخوام در مورد روش نوشتن بقیهی نویسندهها نظری بدم؛ ولی در آثار خودم مرزهای اخلاقی و هنری مخصوصی رو دارم و سراغ هر سوژهای نمیرم، حتی اگر مخاطب بیشتری داشته باشه. آزادی در نوشتن داستانها و شخصیتها قابل قبوله؛ اما عواقب و نتایجش رو هم باید واقعگرایانه به نگارش درآورد. در غیر این صورت، داستان صرفاً یک اثر عوامفریبانه در جهت منافع مالی ناشر و نویسنده است، تا یک اثر ادبی.
آیا تا به حال تصمیم گرفتهاید داستانی بنویسید که احتمال دارد شما یا شخصیتهایتان را در موقعیتهای پرخطر یا پرحاشیه قرار دهد؟ آیا آمادهاید که شهرت یا موفقیت خود را به قیمت ایجاد جنجال از دست بدهید؟
من داستانها و شخصیتهای پرریسک رو قبلاً نوشتم. از بیمرزی و همقفس عقاب و خطخورده تا رستار و پرهام و یاس و پریناز و…
در همهی اینها اهدافم مهمتر از چیزی بودند که برای جنجال کاری کنم. تا جای ممکن از حاشیهها دور میمونم؛ چون حاشیهها روی جنبههای ادبی و هنری اثر سایه میندازند و زحمتها بینتیجه میمونه.
از شما بابت این گفتوگوی صمیمانه سپاسگزارم.
براتون آرزوی موفقیت دارم.
آلبوم عکسهای قشنگتون
@mahsa_fanoone
ارتباط با نویسنده، فقط برای مقاصد کاری
@Mahsa_zahirii
آیدی خریدفایل،عضوگیری،دریافت حذفیات
@nillsam
خرید و فروش و دانلود فایل رمانهای مهسا زهیری، در هرجا و به هرشکل، غیرقانونی و بدون اجازه،اطلاع و رضایت نویسنده است🧡
ارتباط با نویسنده در تلگرام
https://t.me/mahsa_zahiri




جملهی ابتدایی جواب سوال نهم، در واقع ادامهی جواب سوال قبلیه. جواب این سوال از «من نه میتونم و نه…» شروع میشه. 🌹