به نام خالقی که این روزها حضورش پررنگ تر است!
#روزگار_کرونایی
*سنجاقکهای ذهنم به هشت ماه پیش سفر میکنند! به روزهایی که مردم در لاک همیشگی خودشان بودند، روزهایی که مثل همیشه سرشان در برف بود؛ همان کبک های مقلد همیشگی!…آن روزها اگر کسی میگفت که روزی خواهد آمد پیر و جوان، زن و مرد، فقیر و غنی، زشت و زیبا، خوب و بد، جهان پیشرفته و جهان سومی همه در یک سطح قرار خواهند گرفت، پاسخ من از دو حالت خارج نبود:« یا همچین چیزی ممکن نیست و یا میگفتم آن روز من و تو صدها کفن پوساندهایم!!!»
*اما حالا…در این واپسین روزهای پاییزی، شاهد اتفاق هایی هستیم که تاریخ به خود ندیده بود. چه کسی در خوابش میدید که روزگاری کنیسه ها، کلیساها، معابد بودا و مساجد بسته شوند؟! چه کسی فکرش را میکرد که روزی بزرگترین سیاستها بر سر کوچک ترین مسائل دست به راهزنی زنند؟!
*روزهای پر از پارادوکسی را میگذرانیم…عبادتگاهها بسته شدهاند اما عبادتها بیشتر شده!! مردم لباس عزا بر تن کرده و طبیعت لباس جشن و سور!…آدمیزاد از غم میگرید و آسمان اشک شوق میریزد!…انسان ها مرگ و میرشان زیاد شده و حیوانات زاد و ولدشان!…در این روزهای تلخ و شیرین ماندهایم بلاتکلیف؛ بلاتکلیف بین دو کلمه “منحوس” و “میمون”!
*مهربانیها بیشتر شده،مردم بیشتر به فکر یکدیگر هستند…بیشتر از قبل به یاد خدا بوده و نامش را به زبان میآورند اما چه فایده!…افسوس و صد افسوس که باز هم “غم ” مارا به خودمان آورد!!!
*از خدا که پنهان نیست، از شما هم پنهان نباشد، این بشر دوپا حقش است! زیادی به خود غره شده بود…زیادی منم منم میکرد و خدایش را فراموش و حتی انکار کرده بود!!!…اما حالا چه شد؟! با آن همه ادعا و پیشرفت توان مقابله با یک موجود نانومتری را هم ندارد!! این روزها نقل مجالس این است که “کرونا” کار این کشور و آن کشور است اما من میگویم که کار خداست!!! او نیز از دست اشرف مخلوقاتش خسته شده و این ویروس را فرستاده برای هشدار و بیداری؛ خودش هم به قول “صادق هدایت” آن بالا نشسته و فرنیاش را میخورد! جبرئیل نیز “فتبارک الله احسن الخالقین” گویان خدا را باد می زند!!!
*میترسم، میترسم از این که با همه اینها باز هم این پایان ظلم بشریت نباشد…!
«پایان»
✍🏼نازنین عباسی



