عامری : با الگو برداری از نیما می سرایم الگو برداری از نیما

عامری : با الگو برداری از نیما می سرایم

مریم عامری روز بیست و یکم فروردین سال ۵۸ و در شهر شاهرود و در میان شکوفه های عطرآگین بهاری و چهچهه های مستانه ی پرندگان مهاجر بدنیا آمد . سرودن شعر را از دوران دبیرستان آغاز و پس از وقفه ای چند ساله با الگو گیری از نیما و شعر نو ، سرودن را از سر گرفت .

وی شعر را کلماتی میداند برای نشان دادن احساس درونی انسان ها ، که پشت سر هم ردیف میشوند حال با وزن و قافیه یا در حد یک جمله ی کوتاه و عنوان میکند : از همان دوران دبیرستان ، در لحظات حساس و احساسی زندگیم کلمات در ذهنم ردیف میشدند .

وی دوست دارد اشعار و قطعات ادبی و احساسی اش در عین مفهومی بودن کمی وزن دار و هماهنگ باشند و در این زمینه نیز در حال تمرین و یادگیریست .

عامری درباره ی شعر سپید میگوید : شعر سپید از این که نیازی نیست شاعر در بند وزن و شعر باشد و جای مانور زیادی دارد ، خوب است ولی ریتم یکسان آهنگ شعر باید رعایت شود .

این بانوی هنرمند معتقد است سرودن و مطالعه ی شعر تاثیر بسزایی در نشاط روحیه و احساس آدم ها بخصوص زنان خانه دار دارد .

وی انجام امورات منزل همراه با شنیدن یک قطعه شعر را بسیار لذت بخش تر می داند و شنیدن قطعات ادبی و شعر خوب را غذای روح برای خوب شدن حال دل بیان میکند .

وی میگوید : در زمان دانشجویی در شب شعر شرکت میکردم ، یکبار هم برای جشنواره شعر که در شیراز برگزار میشد ، انتخاب شدم .

مریم عامری درباره ی چاپ مطالب و اشعارش میگوید : دوست دارم اشعار و مطالبم چاپ و در جایی درج شوند ولی ابتدا باید معلومات و سواد م را در این زمینه بالا ببرم و متن هایم را دوباره ویرایش و بازنویسی کنم .

وی بیشتر اشعارش به سبک عاشقانه اند و چند وقتیست همراه نویسندگان رمان های آنلاین ، مناسب با فضای داستان ها نیز شعر میگوید .

در حال حاضر این شاعره بیشترین اشعاراش را برای رمان های خانم مائده فلاح سروده است .

وی دارای دو فرزند پسر است و همراه خانواده در شهر دود زده اما زیبای تهران زندگی میکند و همسرش را بسیار بسیار مشوق و دوست دار پیشرفتش بر میشمارد .

عامری فارغ‌التحصیل رشته ی فیزیک دانشگاه الزهرا و در حال حاضر به صورت پاره وقت بکار حسابرسی اشتغال دارد .

یکی از قطعات سروده ی این بانوی بهاری که به آن حس بینظیری داشته و دارد را در پایان میخوانیم :

اینجا؛
در انتهایی ترین نقطه احساسم باران می بارد.
شدید و بی وقفه؛
و من مانده زیر باران،
بدون بارانی بر تن و بدون چتری در دست ؛
پای رفتنم از احساسم عقب مانده
و من درگیر این حس محزونم؛
درگیر نامهربانیِ نگاهی و
بی مهریِ قلبی؛
باعث و بانیِ این باران را دوست دارم ودلخوشم به قطره هایی که بوسه های خیالی تو را بر روی صورتم میکارد.
پناهگاه امن نمیخواهم بگذار آنقدر باران ببارد که تمام من در تو غرق شود؛
از تو برای من فقط همین گریه ها می ماند و بس…. ” مریم عامری ”

تهیه و تنظیم : هما رحمانی